تبليغاتX
کوهسار

کوهسار

اجتماعی . زیستمحیطی . طنز . انتقادی و ......................................

چر ا و لنتا ین ؟؟؟!!!

سال ۱۳۷۴ بود. از سربیکاری و تفنن باشراکت یکی از دوستان در سید خندان یک کتابفروشی جامع و کاملی برپا کردیم ــ بگذریم که چندی بعد ان دوست !! سرم کلاه گذاشت و میخواست سرمایه من را بالا بکشد !! ــ همه چیز داشتیم ... در بهمن ماه بود که یکروز اول صبح دخترخانمی شیک والامد یکراست امد بطرف من و گفت:اقا کارت ولنتاین دارید ؟ من به تته پته افتادم !! تاحالا چنین چیزی نشنیده بودم .بناچار گفتم تمام کارتهای ما روی اون ( استند ) هست . ودختر خانم غرولندی کرد و رفت.تا اخرشب ازنادانی !! بیچاره شدیم .جلسه کردیم که چگونه کشف کنیم این ولنتاین دیگر چه زهرماری است !! دست اخرباین نتیجه رسیدیم که از خود مشتریها بپرسیم !! حال که ازاین ماجرا سالها گذشته واین جناب سنت ولنتاین عشقباز درایران (وحتاافغانستان ۱۱) جا خوش کرده. شدیدا روی اعصاب من یکی قدم اهسته میرود. قبول دارم مناسبت زیبا و قشنگی است. اصالت دارد و... اما همچون پیتزا و مک دونالد و پاستا و ایس پک و.... مال ما نیست . ما خودمان درتاریخ کهن و فرهنگ پربار باستانی مان روز مهر راداریم روز اسپندارمذراداریم واگر در متون و کتابهای کهن مان جستجو کنیم میبینیم که چه ریشه های زیبا وچه داستانهای قشنگی دارند.من حرفم اینست که چرا همیشه ما باید تاثیر پذیر باشیم و نباید بتوانیم زیبائیها وپرباریهای فرهنگی خودمان را بدیگر کشورها ودیگر مردمان ارائه داده و عالمگیرش کنیم .مثلا چرانباید کوفته یا دلمه های ما بصورت ( فست فود )جهانی دراید.وباید ما برای اسپاگتی و پاستا له له بزنیم . چقدر زیبا بود کاران نماینده ایرانی الاصل کانادا(مجلس اونتاریو )که نوروز را دران سامان رسمی و عام کرد . نظر شما چیست
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 14:27  توسط مهدی موحد  |