من در اینجا کاری به منظور و نظر رفیق ! برژنف ندارم.مقصود من چیز دیگری است که ازمیان حرفهای او بدان رسیده ام وان اگر نگویم مهمترین عامل.یکی از شاخصه های اصلی قضیه. یعنی عدم موفقیت در ایجاد ارتباط و هماهنگی میان هیئت رئیسه و احاد مردم ان کشوراست.که مسلما علت اصلی ان جدائی افق ها و ایدالهای حکومت با مردم بوده.او میگوید :-- البته از دید خودش -- ما . در ساختن انسان سو سیالیست ناموفق بوده ایم . یعنی اینکه حاکمیت نتوانسته با مردم ودر جهت منافع مردم باشد.یااینکه نخواسته و منافع یا بهتر بگویم متامع حاکمیت چیز دیگری بوده که از خواست توده ها جدا بوده.لذا هر حکمت و حاکمیتی که از مردم و با مردمش نباشد.نه تنها --اگر هدفی داشته باشد-- به توسعه دست نمییابد.بل خود و بادست خود طومار خویش را میپیچد !! چنانکه تاریخ بما نشان داده که چه حاکمان وچه حکومتهای قدرتمندی بدلیل جدائی از مردم وراه نیک همراهی با ملک. بان سطل معروف تاریخ سرنگون شده اند !! وقتی میگویم چین و حاکمیت ان سامان بهمراه مردم گام درراه توسعه و پیشرفت گذاشته اند. مقصود کلام این نیست که برمن مشهود و هویدا شده که ... نه . فعلا از شواهد اینگونه بر میاید که چنین فرایندی شکل گرفته و در حال اجراست.هران که لغزشی دراین طریق از جانب حاکمان چین سربزند.دیر یا زود همان برسرشان خواهد امد که بردیگر حاکمان و حکومتهای ازراه مردم جداشده.امد ! اما شواهد فعلا دلالت دارد بر هشیاری هیئت حاکمه ان سامان و لرزه ای که بر اندام سرمایه داران و تولید کنندگان مغرب زمین افتاده . گواه ان است. سئوال من اینست : ایا ( چین ) شدن دشوار است و ......
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 16:57  توسط مهدی موحد
|
لئو نید برژنف .صدر هیئت رئیسه اتحاد جماهیر شوروی سو سیالیستی (سابق) که این کشور قدرتمند و ابرقدرت دوران خویش براثر عواملی تعیین کننده که برخی از انها را در مطالب دو بخش گذشته برشمردم و نفوذ مهره های مخرب غرب در میان رهبری حزب و رده های پائینی و اجرای توطئه ای حساب شده وخزنده .درهم پاشید.در سفری که در سال ۱۹۷۴ میلادی به کشور المان کرده بود طی یک سخنرانی تلویزیونی که روی ان به مردم المان و دیگر کشورها بود مطالب جابی را عنوان کرد که مقصود من گوشه خاصی از این سخنرانی است که چنین گفت :... ما در برنامه ریزی هایمان برای پیشرفت اقتصادی در محدوده زمانی خاص و در همین مدت مشابه برای اقتصاد صنعتی و کشاورزی و صحنه های گوناگون توسعه درصد هائی منظور کرده بودیم که در پایان این مقطع در براوردهایمان متوجه شدیم که تفاوت زیادی بین انچه که پیش بینی کرده بودیم و انچه که محقق شده وجود دارد. درحالیکه هم بودجه کافی در اختیار قرار داده بودیم وهم از علوم و فنون و تکنولوژی لازم کاملا بهره مند بودیم !! پس علت چه و در کجا بود ؟ پس از بررسیهای عمیق بدین نتیجه رسیدیم که . علیرغم دراختیار داشتن تمامی فاکتور های لازمه در مهمترین مقوله . یعنی در ساخت و تربیت انسان سوسیالیست ناموفق بوده ایم.
این بخش از سخنان واقع بینانه شخصی که خود یکی از عوامل اصلی سقوط شوروی بود.قابل تامل و بحث است که در بخش بعدی بان خواهم پرداخت.
+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 13:37  توسط مهدی موحد
|
فرهنگ.در مسیر توسعه رل تعین کننده ای دارد --اما نه از نوع توسعه سیاسی.فرهنگی خاتمی!!-- که درنظر نگرفتن حساسیتها و زیرو بم های خاص ان .راه را به ترکستان میکشاند.دمکراسی و تحمل یکدیگر با جها نبینی های گوناگون .در طی این طریق .اصلی است مهم که با نگاه به جریان پیشرفتها و توسعه در دیگر کشور ها میتوان به اموزه ای درست دست پیداکرد. دیگر فاکتور تعین کننده یکدست بودن مردم با رهبری کشوراست.دستگاه حکومتی اگر از مردم نباشد و مردم اگر به حکو مت اعتماد و باور نداشته باشند . رسیدن به توسعه خواب و خیالی بیش نخواهد بود.در یک سیستم دیکتاتوری --از هر نوع--ممکن است شاهد براه افتادن برخی از عناصر توسعه باشیم اما.همانگونه که نمونه های بسیاری از این دست را در دهه های گذشته شاهد بودیم.در همان میانه راه به بن بست رسیده و متوقف میگردند.که بارز ترین نمونه ان اتحاد جماهیر شوروی بود که علیرغم دستیابی به پیروزیهای سترگ علمی و فنی چون همه احاد مردم باان همراه و هم رای نبودند--که طبق امار اعضاء حزب کمونیست شاید به ۲۰٪ جمعیت کشور هم نمیرسید. -- بایک توطئه برنامه ریزی شده غرب و وارد نمودن عوامل خود فروخته به دستگاه حکومتی. دیدیم که چکونه درهم فروریخت !! این مقوله نیاز به بررسی کاملتر واوردن شواهد واضحتری دارد که در ادامه به ان خواهم پرداخت . خصوصا بخش مهمی از سخنرانی برژنف را در سفرش به المان که برای جهانیان و مردم المان ایراد کرده بود. خواهم اورد.
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:55  توسط مهدی موحد
|