تبليغاتX
کوهسار

کوهسار

اجتماعی . زیستمحیطی . طنز . انتقادی و ......................................

ا مر یکا ا مر یکا ( 3 )

حدود ۴۰۰ سال پیش دراین سرزمین که . مهد ازادی لقب گرفته چه میگذشت ؟ خیلی ها میدانند و در کتابهای تاریخ خوانده و در فیلمها نیز دیده اند که. مشتی ماجراجو.تبعیدی.جنایتکار و ازدیگر سو .عده ای که به نیت یافتن طلا و بدست اوردن سرزمینهای حاصلخیز باین قاره سرازیر شدند اما. این دشتها و کوهها و مراتع بی صاحب بودند ؟ مردمانی بافرهنگ و صبور با پوستی رنگین دراین ملک.باارامش و دوستی با طبیعت و با یکدیگر. زندگی میکردند.انسانهائی که هیچگاه بیش از نیاز خود و خانواده شان از طبیعت سرشار ان سامان برداشت نمیکردند و ... . و مها جمان !! جدید که بااین مردمان ارام و صبور بعنوان صاحب این ملک روبرو شدند.برای تصاحب این نعمات سرشار.وحشیانه برانان تاختند و کشتند و سوختند اواره شان کردند. ان معدود افراد باقیمانده را پس از سالها کشت و کشتار.در شهرکهای سرخپوست نشین گردهم اورده و به ترفندهای گوناگون چون اعتیاد به الکل و مواد مخدر.تبدیل به انسانهای مایوس و مسخ شده نمودند.اما در دهه ۶۰ میلادی افتضاحی رو شد که دل انسانهای پاک نیت را بدرد اورد.چه در یکی از این شهرکها بنام ( وو ندد نی )طبق طرحی دولتی هر سرخپوستی که به بهداری یا درمانگاههای شهرک مراجعه میکرده .با تزریق داروئی خاص.مخفیانه عقیم میشده !! تا نسل انها اززمین برداشته شود با برملا شدن این افتضاح. مخالفتها و اعتراضات چند صد نفره درامریکا برپا شد که واقعا اسفبار بود.و تنها برخورد جنجال برانگیز و پر سروصدائی را که میشود بیان کرد و بان مرد افرین گفت (مارلون براندو)بود که سال بعد بعنوان اعتراض باین فاجعه انسانی از گرفتن جایزه اسکار خودداری کرد... ادامه دارد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 17:46  توسط مهدی موحد  | 

ا ینده

وسط اشپزخانه ایستاده بودم و داشتم لیوان چایی ام را سر میکشیدم و اخرین پک هارا به سیگارم میزدم که بدنبال کارهایم بروم.در همین حال بودم که صدای اشنای هرروزی.در کوچه .مرا بفکر فرو برد. صدائی بود که اشنای دیرین ماست .میگفت:مبل و صندلی.میزوصندلی.موکت کهنه.یخچال کهنه میخریم اینهارا همه میشناسیم و گوش و ذهنمان بانها عادت دارد.عموما وانت قراضه ای دارند و بلند گوئی بر ان نصب کرده و در کوچه و بازار بدنبال لقمه نانی از اینطریق.در گردش اند. برخی هم نواری ضبط کرده و همین ماردرا مفصلتر از طریق اتصال ضبظ ماشین به بلندگو اعلام میکنند و خود فرصت دارند که پشت فرمان بلمند و سیگارشان را دود کنند. اینها را در دهه های قبل پیاده میدیدیم که توبره ای بردوش داشتند و با صدایی زیر اواز سر میدادند که: کات شلوار پالتو ....میخریم---بله در محاوره انها کت را کات میگفتند-- شیشه خورده.لباس کهنه میخریم. خورده اهن پیت حلب میخریم. وپای پیاده کوچه ها و خیابانهای شهررا ( گز )میکردند.... و با خودم فکر کردم. در دنیای ضایعات و جهان بازیافت !! سالهای اینده حتما این صنف را با هیبت و شمایلی موجه و اتو کشیده خواهیم دید که با پخش صوت استریو فونیک و سیستم دالبی !!  اعلام میکنند که: لپ تاب کهنه. پی سی نیمدار میخریم.جی.پی.اس کهنه. مونیتور فلت رون نیمدار میخریم . ضایعات گوشی .هندز فری فله ای میخریم.....
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 20:43  توسط مهدی موحد  | 

ا مر یکا ا مر یکا ( 2 )

دو ستی میگفت : هرچه وزن بالا تر برود . عقل کاهش مییابد !! اما من گفته این ایدئولوگ افراطی را به اینصورت اصلاح میکنم که : در جامعه امریکا هرچه وزن ادمها بالاتر میرود.(بی درد )تر میشوند و هدفشان در زندگی تن پروری گشته و فقط به تناول میاندیشند و از اندیشه ---در باره همه چیز بغیراز خوردن---دور میشوند. اگر مروری بر فیلمهای خبری. مستندها. مقالات و سیر وقایع اجتماعی در جامعه امریکا داشته باشیم .میبینیم که این مردم چنان در روز مره گی ( یا بهتر بگویم روز مرگی ) خویش غرق --یا اینکه غرقانده --- شده اند که گوئی والاترین هدفهایشان در زندگی چیزی جز ساندویچ های بزرگ و بزرگتر .بیگ مگ های انچنانی .مکدونالد هائی چندین طبقه (بلند مرتبه سازی شکمی امریکائی !!) و شو های تلویزیونی بی محتوا . سکسی.پوچ و خلسه اور و در نهایت ماشین لوکس و خانه.... نیست. امروزه کسی در این جامعه از سردمذارانشان نمیپرسد که :در عراق. افغانستان و سایر کشور ها چه میکنید ؟ اصلا بپرسد جوانان مارا بکدام مسلخ میبرید. و به چه قیمتی انهارا به کشتن میدهید ؟؟ در دهه های قبل و درزمان فضولی در کره وویتنام --که تودهنی مناسبی هم خوردند--- باز امریکائیها ... ... بودند و اعتراض هائی گسترده و کارامد برپا میکردند. اما امروزه.... . شاید گفته شود که پس اینهمه پیشرفت و ابداع و.... از کجا امده؟ پاسخ ازاین ساده تر و واضحتر .اولا که بالاخره تمام امریکائیها که چنین نیستند اما. همین ناسا و دیگر مراکز علمی.صنعتی.دانشگاهی وپزشگی وغیره را بنگرید و درصد خارجیها مثل ایرانیها و هندیها .چینی و ژاپنیها و و و و را ببینید که امور جاری بر شاخ سبیل انها میگردد و حتی به موقعیتهای اجتماعی و امثلهم بنگرید که یک بیک بدست اینان میافتد و...             ادامه دارد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 14:52  توسط مهدی موحد  |