سیاره بیرون از کهکشان ما و ان دورها .....
...ازاون سیاره ای که گفتم.ان دورها و خارج از کهکشان راه شیری. همونی که موجوداتش دچار بیماری روحی --جسمی عجیبی شده اند ودر حال نابودکردن خویش اند.انها چندی است که به هزاره سوم تاریخ مدون شان پای گذاشته اند و دراین استانه سومین هزاره چه نمایشی ازروح هیستریک شان ترتیب داده اند.کاش میتوانستیم با تلسکوپهای خودمان این نمایشهایشان راببینیم وبیاندیشیم که:نکند ماهم ازهمین راه گذر خواهیم کرد! محتوم است این سرنوشت بر همه تمدنهای دورونزدیک !؟ پس از توحش. رسیدن به شهرنشینی و سیل ابداعات و اختراعات. سامانی گرفته .وکوتاه زمان(رمانتیک)راازسر میگذرانیم ودچار خودگم کردگی میشویم.توحش و بیرحمی. خودخواهی محض. گروهی اندک بابدست گرفتن ابزار قدرت.بجای دیگران تصمیم میگیرندو برزندگی و سرنوشت شان حکومت میکنند.بیرحمانه و خودسر.وان دیگران عظیم چه تنها ووازده به گذران روزمره گی(و روز مرگی) مشخص خویش مشغول تا ... هنر های ان بیماران سیاره دوررا ندیدید ؟!! ندیدید که چگونه ان (دیگران عظیم)را منفرد و متفرق بجان هم انداخته اند.ندیدید که چه خونها ریختند !!ندیدید که چه پهنه حماقتی گستردند ودراین پهنه سفیدرا بجان سیاه و سرخ.وسیاه و سرخ را خونخواه سفید کردند.ندیدید که اعتقاداتی را بخورد ان(اکثریت عظیم) داده و قطعه قطعه اش کردند. ندیدید که این قطعه هارا برسر اعتقادات چگونه بجان هم انداختند.ندیدید که برای دست یازی به مستمسک ها با چه هنری (عوامفریبی)راابداع کردند!!کاش تلسکوپی خیلی قوی میداشتید و میدیدید که ......
+ نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 13:43  توسط مهدی موحد
|
