پشیزی راجع به بیمقداری بنام فیلم 300 (از ماست که بر ماست) دنباله دار 2
ودو دیگر اینکه:اصلا ما خودمان این ملعون--اسکندر--را بزرگ کرده ایم وازاو افسانه ساخته ایم!چرا؟ نخست اینکه.کداممان اسم اورا بدون پسوند(کبیر)ادا میکنیم.هان؟ وبعد بیائیم به روایتها وافسانه هایمان نگاه کنیم:ان پدرسوخته ایکه ازظلمات میگذرد و به اب حیات میرسد کیست؟همین اسکندر کبیر ملعون!! پاراگرافی از کتاب جلیل (نیرنگستان)هدایت را برایتان میاورم و لب کلام.در صفحه۱۶ میفرماید:(...نه تنها ملل بیگانه خرافات زیادی برای ایران اوردند بلکه برای ازبین بردن اثارایران کوشش نمودند انچه که اصل وریشه ایرانی داشته.بصورت اجنبی دراورند.مثلااسکندر یونانی که درادبیات ایران شهرت بیجا پیدا کرده همانکسی است که ایرانیان اوراملعون مینامند.بعداز اسلام صورت پیغمبر حق بجانب بخودش میگیرد.هر گاه اسکندر و رستم راباهم مقایسه بکنیم.خواهیم دید که اغلب افسانه های جعلی که به اسکندر نسبت میدهند بی شباهت به داستان رستم نامی نیست.رستم کله دیو سفید خودش بوده.واسکندررا عرب ها(ذوالقرنین) ترجمه میکنند.افسانه اب حیوان و مسافرت اسکندر به ظلمات.بی شباهت به هفت خوان رستم .نیست که از افسانه های ایرانی است ...)
در بخش بعدی نگاهی داریم به اسکندر و یونان قبل و بعد از حمله به ایران.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 15:32  توسط مهدی موحد
|
