یک اقا یا خانم کور باطنی ! در روزنامه افتاب یزد دوشنبه ۲۳ بهمن ماه. صفحه ۱۱ سئوال کرده بود که : علت و عامل بسیاری از بدبختی های مردم ما کیست ؟ و مشکلاتی را برشمرده بود که مثلا : چه کسی اینهمه ماشین شخصی تولید کرده و تو خیابونها ریخته تا تا الودگی و ترافیک ایجاد کنند. و بیماران درراه متوقف شوند و به بیمارستان نرسند ! و سرمایه ملی یعنی بنزین. بسوزد و ... و دست اخر نوشته بود که : ( ..اینهمه دیپلم بیکار تبدیل به لیسانس شده اند و.. ) و روزنامه هم جوابی به این ادم کور باطن ! نداده بود . اما من در اینجا مجبورم که جوابی به این ادم بدهم تا چشمانش کمی باز بشود : ای بنده نابینای درونی ! خدا ایا اینهمه ترقی و پیشرفت را نمیبینی؟ ایا قوه دراکه ات رو بزوال گذاشته ؟ درزمان شاه . مملکت ما مقداری دیپلم بیکار داشت.اما امروزه با سعی و همت دانشگاه سازان ( ازاد )مملکت ما فوج فوج لیسانس.فوق لیسانس و دکترای ( بیسواد ) بیکار !!بهمرسانیده. ایا اینهمه پیشرفت علمی را نمیبینی ؟ نمیتوانی بفهمی که ما امروز میتوانیم در دنیا سرمان را بالا بگیریم و بگوئیم که . ما بیکارانمان همه متخصص و تحصیلکرده ( نخبه )هستند !!؟نه اصلا خود شما .اگر فردا یکنفر بیاید جلویتان و به گدائی و بگوید : اقا لطفا کمک کنید گرسنه ام. لیسانسه یا فوق لیسانس یا دکترای گرسنه ام !! بیشتر افتخار میکنید و مسرور میشوید! تااینکه بگوید. دیپلمه ای گرسنه هستم !؟ هان . خوب معلوم است وقتی گرسنه و گدای( گشنه گدا )لیسانس ببالا داشته باشیم. بیشتر برایمان مایه مباهات است تا گرسنه و گدای( گشنه گدا )دیپلمه...و فکر نکنم ان اقا بفهمد که من چه میگویم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 23:8  توسط مهدی موحد
|
ـــــ با عرض پوزش. که مطلب دو قسمتی شد و حاصل ناواردی و ندانم کاری من است ــ استفاده از اسباب و ابزار نیستند و همان بحث و اقناع را بیشتر می پسندند !!
و چون سادگی را دوست دارند. در جهت حفظ منافع انقلاب ! بسادگی هر کاری لازم باشد. میکنند ! البته نوع سوم و چهارم و ... هم وجود دارد که رفته رفته تحلیل میروند . ارامتر میشوند و ... بعد از چندی همرنگ جماعت میشوند و روز از نو و روزی از نو .....................
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:58  توسط مهدی موحد
|
انقلا بی : منسوب به انقلاب است و خواهان دگرگونی ـــ انقلاب . در جای خود تعریف خواهد شد ـــ و فاعل این دگرگونی است . که دارای انواع مختلف است ! که در اینجا به تعریف دو نوع عمده ان بسنده میکنیم : ۱ ــ انقلابی دوران قبل و بحبوحه انقلاب ۲ ــ انقلابی بعد از انقلاب !!
۱ـــ انقلابی دوران قبل و بحبو حه انقلاب :از نوع اصیل بوده و عشق و صداقت در وجودش شعله ور است .اینقدر عاشق و صادق است که میتوان اورا به خودروئی ترمز بریده تشبیه کرد. شیفته تا انتها رفتن و بذل جان کردنست و از پاکی و بی ترمزی !همانند کودکی نوپااست که . بسمت مقصود میرود ( میشتابد ) . عموما این نوع اولی . نسل شان تا به نتیجه رسیدن انقلاب منقرض میشود و اگر چندی ازاین پاکان باقی بماند. بدرجه رفیع بازنشستگی ! با عناوین مختلف . نائل میگردانندش !
۲ ـــ انقلابیون بعداز انقلاب : اینها چون حافظ میراث اولی ها هستند. و موظف. پس طبیعی است که بعکس اسلاف خویش کمی ( تا قسمتی ) جدی و بد اخلاق ( که نه ! ). بی گذشت نسبت به بی تفاوتها و غیر خودیها ! و ... بوده و دوست ندارند که غیر هم تیپ هایشان وارد تشکیلاتشان شود. خیلی اهل بحث و مجاب کردن غیر خودیها هستند !! و برای حفظ و حراست از دستاوردهای قبلی ها . اصلا حاضر به
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 23:48  توسط مهدی موحد
|