داشتم یادداشتهایی را که از سر تفنن از روی اخبار رادیو ها و روزنامه ها جمعاوری کرده بودم زیر و رو میکردم دیدم چندتا ازاون مطلب ها رو اگر اینجا بیارم بد نیست بهرحال :ایرلندیها اخیرا دست به اقدامی زده اند که استفاده از موبایل را موجه تر کرده ! برعکس استفاده های جاری امروزه در میان جوانان خودمان و خبر این بود . ایرلندیها برای نجات بیمارانی که از سکته مرده اند و امکان زنده شدن شان هست .یکدستگاه موبایل با انها دفن میکنند . خبر از رادیو پیام .جمعه بیستم ابان ۸۴
و این خیلی جالب و تاثر اور است که در بخش خبری ساعت ۱۲.۱۵ رادیو پیام روز شنبه ۲۹ . ۸ .۸۴ چنین امده بود : بعلت گرم شدن هوا نسل خرس های قطبی در خطر انقراض قرار گرفته ..... چون گرم شدن سطح کره زمین یخ زدن سواحل شمالی را به تعویق انداخته خرس های قطبی با کمبود غذا که با شکار کردن از سطح یخها ممکن میشد روبرو شده اند .... اکنون یکماه است که این خرس ها در انتظار یخ زدن سطح ابها بسر میبرند !! ( .. و به ساعت و به اسمان نگاه میکنند !! )
خوب این از این . عرض شود میخواهم از این ببعد دو بخش دیگر به این یادداشتهایم اضافه کنم یکی بخشی بنام ( فرهنگستان ) که خواهد امد و خواهید دید و دو دیگر بخشی خواهد بود مربوط به خاطرات سفر هایم که برای خودم خیلی عزیز است و فکر میکنم برای اوردن دراین وجیزه خالی از لطف ( بمعنای لطافت در مو ضوع ) نباشد . اگر اجل مهلت داد . عزت زیاد
+ نوشته شده در جمعه ششم بهمن 1385ساعت 16:54  توسط مهدی موحد
|
امروزه همه میدانیم که موجودات زنده در طبیعت بسته به نوع و نژاد و راسته خاص خودشان کم و بیش دارای شعور هستند و چندی است که توسط دانشمندان زیست شناس و علم بوتانیک به اثبات رسیده که گیاهان و بخصوص درختان از این قایده مستثنی نیستند و بویژه دانشمند بنام عصر ما پروفسور ( عبید ریوف ) مصری در کتاب وزین و ارزشمند خویش ــ انسان روح است نه جسد ــ براین مطلب صحه گذاشته و ثابت کرده گیاهان نه تنها دارای روح. احساس و قوه ادراک و واکنش بوده بلکه دارای شعور نیز هستند ــ که خواندن این کتاب را به دوستداران علم و دانش پیشنهاد میکنم ــ اما در رد این نظریه یعنی وجود شعور در درختان اخیرا سازمان متولی منابع طبیعی و محیط زیست کشورمان در تجربه ای عملی و حیرت انگیز ازمونی وسیع و عظیم بهم رسانیده . بدین ترتیب که : برای احیای جنگل های مخروبه شمال کشور !! اقدام به قطع درختان چندین و چند ساله نموده و در یک اقدام هماهنگ!!! بجای انها نهال های غیر بومی کاشته که بی شعور ها !!! نگرفته و سبز نشده اند !!!!!! همین
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 22:53  توسط مهدی موحد
|
اخیرا در کاوشهای یک گروه باستانشناس در دشتی که بنظر میرسد قرنها پیش در انجا جنگ و کارزاری سترگ روی داده بوده به لانه متروکه مورچه هایی که حدود ششصد تا هفتصد سال پیش در ان زندگی مورچه ها جریان داشته و بعلت نا معلومی کلا تخلیه و خالی از سکنه گردیده برخورده اند و در کاوشهای دقیق و حساسی که در این لانه مورچه بعمل اورده اند به کتابی بسیار ریز و کوچک برخورد کرده اند که گویا کتاب خاطرات یا ( اتو بیو گرافی ! ) مورچه ای در ان دوران میباشد و با مطالعاتی که در صفحه به صفحه و سطر به سطر ان با وسایل بزرگ نمای مخصوص انجام داده اند مشخص گردیده که این کتاب دفتر خاطرات همان مورچه ایست که در ان خرابه تاریخی عبرت اموز ( امیر تیمور ) لنگ گردیده بوده !! که رفتار صبورانه و بردباریش امیر تیمور را از یاس و ناامیدی بدر اورده و موجب پیروزی او گشته و .... اما نکته جالب اینجاست که در صفحه خاطرات مربوط به انروز خاص جناب مورچه ادعایی دیگر داشته و چنین اورده : ( .... دانه گندم درشت و سنگینی بود باید انرا به سقف خرابه منتقل میکردم تااین جنگ وحشیانه بیرون ارامش پذیرد و سپس انرا به لانه منتقل کنم .... بناگاه از در خرابه تن لش گنده ای بدرون افتاد و ولو شد هراسیده بود . شناختمش امیر تیمور بود بارها وبارها در دربارش سر سفره اش رفته بودم و الدرم پلدرم هایش را دیده و شنیده بودم . حالا از ترس و زبونی پیش پای من !! اینطور خوار و خفیف افتاده و تسلیم شده بود !! بر خود نهیب زدم دانه سنگین را بدوش گرفتم و دیوار را در نوردیدم و ................
+ نوشته شده در دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 16:44  توسط مهدی موحد
|