پنجشنبه گذ شته / دوازدهم شهريورما ه 1388 / در برنامه خا نوا د ه صحنه اي نشا ن داد ه شد كه اگر درجوا مع غربي اين صحنه از تلويزيونها پخش شد ه بود از سوي گروهها ي طرفد ار حقوق حيوانا ت و هواداران محيط زيست و ساير گروهها ي طبيعت دوست قشقرقي بپا ميشد اما متا سفا نه در كشور ما .... حد ا قل اينكه من تا كنون بازتا بي از اين عمل وحشيا نه را ند يد ه ام . در برنامه خا نوا ده اقا ئي هست كه حا صل سفرهاي مفت و مجا ني اش را كه با بودجه نا محد ود صد ا و سيما انجا م ميشود را فيلم كرد ه و مثلا بعنوا ن نشا ن داد ن طبيعت و اثا ربا ستا ني و د يد نيها ي ايرا ن جهت تبليغ ايرا نگرد ي بنما يش در ميا ورد و از حق نبا يد گذ شت كه عليرغم كا ستيها و لنگيها ونا رسا ئيها يش جنبه ها ي مثبتي هم دا شته . اما فيلمي را كه در روز پنجشنبه گذ شته مثلا به تقليد از فيلمها ي به اصطلا ح راز بقا گونه و شاهكا رها ي تهيه شده توسط شبكه بي بي سي . بنما يش گذا شتند چيزي جز سبعيت . وحشيگري و بي تد بير ي تهيه كنند گا ن و دست اند ر كا را ن پخش اين فيلم را بنما يش نگذ ا شت . من نميد ا نم كه ايا برا ي نما يش داد ن يا نداد ن يك فيلم يا برنا مه ا نسا ن مد بر ي در اين دستگا ه تصميم گير ند ه نبا يد با شد !!؟ اقا يا ن به حوا لي كوير مركز ي ايرا ن رفته بود ند تا از پلنگ ايرا ني فيلم تهيه كنند . گويا پلنگ و محيط زند گي اورا يا فته و ميخوا ستند صحنه ها ي زيا د ي را از اين حيوا ن و روند زند گيش ثبت كرد ه و فيلم بگير ند . بهمين خا طر عقل نا قص و تد بير نا كا ملشا ن چا ره را در خورا ك داد ن به پلنگ و حشي ميبيند و بجا ي اينكه د ه بيست هزا ر تو ما ن از بود جه لا يزا ل و تما م نا شد ني صد ا و سيما هزينه كرد ه و كيلوئي گوشت گا و تهيه كرد ه و دا م و تله دوربينها يشا ن كنند به جهت اكشن !! و هيجا ني كرد ن فيلم خرگو ش زند ه بينو ا ئي را جلو ي پلنگ گرسنه ميا ند ا زند و .... فيلم وا قعا چند ش اور بود . خرگوش بينوا ميلزيد وصدا ئي چون زوزه ميكرد / كمتر صد ا ي خرگوش را شنيد ه و بيا د داريم حا ل ببينيد حيوا ن بينوا در چه حا لي بوده / ميلرزيد و ميلرزيد و صد اي اقا يا ن را از پشت صحنه ميشنيد ي كه چقدر از تد بير / نا بخردا نه و سبع / شا ن خوشحا ل و را ضي هستند . تا اينكه در يك چشم بهم زد ن پلنگ وحشي برروي خرگوش پريد و اورا بد ند ا ن گر فت و پا ره كرد .................................... چيز ي و كلا مي بر شرح و تفسير اين ما حرا ي غير انسا ني اضا فه نكنم بهتر است كه خود ما جرا گويا ي سبعيت و بلا هت و حما قت تما مي دست اندر كارا ن تهيه و توليد و پخش اين فيلم ابتد ا ئي است .
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 22:10  توسط مهدی موحد
|
خيا نت هم ما نند د يگر مقو لات تعريفي گسترده واز جنبه فلسفي مبحثي بسيط در پي دارد . اما انچه رايج بين افواه عمومي است يا ارتبا ط به سرزمين و كشور دارد و يا مربو ط به روابط بين انسا نها چون زن و شوهر و دو يا چند دو ست و عده اي با ارتبا ط ها ي دور و نزد يك با هم . و ان رفتا ري است بر خلا ف اصول و قوا ئد انسا ني . عرفي . اخلا قي . ديني و ... كه از يكي از طر فين در با بت منا فع حيثيتي . ما لي . جا ني . نا موسي و بطور كل مادي يا معنوي ديگري / ويا ديگران / سر بزند . كه عموما اين كردار نا پسند در خفا انجام ميپذ يرد و رمز و رموز اين عمل در بيخبر ما ند ن / خوا ه كوتا ه يا دراز مد ت / كسا ني است كه مورد خيا نت قرار ميگيرند ! يعني اين كردار انقدر نا پسند و نكوهيد ه است كه فا عل ان / هر چند بيشرم / ميدا ند كه با يد ان را در خفا . تا ريكي . پرد ه پوشي و بيخبري ديگرا ن انجا م دهد .
امروزه با گسترده تر شد ن جوا مع و روابط بين انسا نها مفهوم و گستره معنا ئي واژه ها هم گسترده تر و پيچيده تر شد ه و حيطه در بر گيري معنا ئي يك واژه و اصطلا ح گستره وسيعي را شا مل ميشود . بعنوان مثا ل در پهنه مفهو م خيا نت در ارتبا ط معنا ي ملي ان . را نت خواري . پولشوئي و .... كه در گذ شته نه چند ان دور اصلا وجود خارجي ند ا شت موضوعيتي حاد پيدا كرده لذ ا با كمي دقت ميتوا ن به شيوه ها ي نوين خيا نت در جا معه امروز مان پي ببريم : بعنوان نمونه و نمونه اي كه سوزند ه دل نيز هست واردا ت بيرويه كالا ها و محصولا تي است كه در كشور توليد ميشود و از كيفيت و سا بقه خوبي نيز برخوردار است . ميتوان نمونه بارز ا ن يعني برنج را نام برد . بله برنج محصولي كشاورزي كه در داخل كشور توليد شده واز كيفيت بسيار بالائي برخوردار است و با كمي همت و پشتيبا ني ميتوان از جنبه كمي نيز كاملا خود كفا شد . محصولي كه در بسياري از استانها و شهرستا نها سابقه كشت دارد و انواع مرغوبي نيز مشخصه محصول هر استا ني است . گيلا ن و مازندرا ن را اكثرا بعنوا ن خاستگا ه برنج ميشنا سند در صورتيكه در اصفها ن / لنجا ن – خولنجا ن – فلاورجا ن و../ لرستا ن / خرم ابا د – بروجرد – نوراباد/ كهكيلويه و بويراحمد و چهارمحا ل و بختياري و خوزستا ن و حتا سيستا ن و بلوچستا ن و ... يا سا بقه ديرينه كشت برنج وجود دارد و يا اينكه هم اينك هم در انجا ها كشت ميشود . انوقت بجاي اينكه از كشت اين محصول مهم و استرا تژيك و كشتكارا ن ان حما يت شود تا به خود كفائي كا مل برسيم و بندي از زنجيره هاي وابستگي را كم كرده و در عين حال به توليد و اشتغا ل ياري رسا نيم متا سفانه مد تي است كه ميبينيم بازار مملو از برنج ها ي بي رگ و ريشه بلند قدي شده كه با نا مها ي مضحك و در كيسه ها ي رنگين زيپ دار رفته رفته مشتريها ي مصر ف گرا ي وطني را بخود عا د ت ميد هد . برنجها ئي كه بجز قد بلند هيچ خا صيت ديگر ي ندارند . نه مزه و نه عطر و بوي برنج اصيل ايراني را . نميدا نم چرا روزبروز بر سرعت چرخه واردات و تبليغ و مصرف و خريد ان افزوده ميشود و هيچ دل دلسوزي نيست كه بفكر شاليكارهاي بخاك ورشكستگي نشسته شمالي و.... با شد دور نيست كه شا ليزارها در اثر همين سودجوئي خيا نتبا ر تبد يل به ويلا و پا رك و مركز خريد و شهرك بشود و شا ليكارا ن هم با پول فروش زمينها يشا ن به خيل خريدارا ن برنج ها ي ( دا نه بلند ... ) بپيوندند !! توصيف اينكه در صورت تداوم اين خيا نت يعني ورود بيرويه اينگونه محصولا ت به كشور و نتيجه اسفبا ر ان هم موجب تكرار مكررات است و هم اظهرمن الشمس و بيهوده چرا كه هركه را ساماني در فكر است ميدا ند كه منا سبا ت اش چيست و بايد اضافه كنم اين روند خيانتبا ر نه منحصر به برنج كه دو سه سالي است ميبينيم همطراز ان در كشت و توليد صنعتي شكر نيز همين بلا را به سر توليد كنند گان داخلي دراورده اند و اضافه كنيد چا ي را پارچه را و بشماريد واحد هاي كشت سنتي و كشت و صنعت هائي را كه در اثر اين رويه خيا نتبار به خاك سياه نشسته اند و اضا فه كنيد به انها واحد هاي صنعتي فراوري كننده اين محصولا ت را و .....
خفه شد م
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 23:8  توسط مهدی موحد
|
شا يد در گذ شته راجع به اين مطلبي كه ميخواهم به آن اشا ره كنم . چيزها ئي نوشته با شم اما اين مطلب انقدر ذهن مرا مشغول كرده كه اگر تكراري با شد ميا رزد كه بازهم آنرا به داوري بگذارم :
اينروزها روزنا مه ها ي رنگا رنگما ن را كه ورق ميزني صفحا تي از آنها پر از كا درها ي رنگين و بزك كرده اي است كه تيتر آنها دل آدمي را بد رد مياورد . تيتر ها ئيكه خبر از نشا ن دادن راه براي مها جرت ميدهد . آن هم به كجا ها ؟ مضمون برخي از آنها چنين است : سرما يه گذا ري . كار و اقا مت در شارجه !!! سرمايه گذاري با شرط اخذ مجوز اقا مت در كره جنوبي !! كار با مجوز اقا مت در نيوزيلند و... و .... و ... و وقتي به سرا غ ايستگا هها ي ما هواره اي ايراني در لوس انجلس ميروي تنوع اگهي ها ي تشويقي انها بيشتر از روزنامه هاي وطني است و حقيرا نه تر !! ميگويد كه / مژده مژده / خريد خا نه در اما رات . دبي . شارجه و عجما ن . سند بنا م و اخذ اقا مت دائم . و ليستي از كارها . تخصص ها و مشا غل را رديف ميكند كه اگر شما داراي اين قا بليتها و تخصصها هستيد ميتوا نيد از طريق سازما ن جها نگردي توريستي فلا ن و بهما ن اقدا م كرده ودر استرا ليا و نيوزيلند و هندوستا ن و سريلا نكا و ... اميد به يا فتن كار و شغل و در نها يت بد ست اورد ن اجا زه اقا مت دا ئم . دا شته با شيد !!
جالب اينجا است كه ميگويد : تحصيل در دا نشگا هها ي معتبر انگلستا ن . علا وه بر دارا بود ن مدا رك تحصيلي و نمرا ت عا لي . ما هيا نه مبلغ پنج هزار پوند نيز نياز است . اقا مت انگلستا ن هم حتما با يد همراه با سرما يه گذاري باشد و .....
بر ما چه رفته ؟ اعتبا ر سا ليا ن پيش مان چه شد ؟!!
ان سا لها ئي را ميگو يم كه ايرا ن ما كعبه اما ل همه مليت ها بود و قدوم ايرا ني ها بر همه مما لك مبا رك بود . ان سا لها ئي كه ايرا ني ها با سري بلند و گرد ني افرا شته در شا نزليزه و ها يد پا رك و ميا مي و لاس وگا س و .... قدم ميزدند خريد ميكرد ند و در فروشگا هها ي مهم و بنا م مغرب زمين انتظا ر مشتريا ن ايرا ني كشيده ميشد تا بيا يند دست در جيب ها ي پر بركت شا ن بكنند و به با زا رها ي انا ن رونق بدهند .
ان سا لهائي را ميگو يم كه پول ما چون سكه زر در بازار هاي جها ني طا لب داشت و بديده منت ميپذ يرفتند و از ان سا لها ئي سخن ميگويم كه ارزوي هر اسيا ئي اين بود كه در كشور ما ايرا ن كا ري پيدا كند و پس از هر مرخصي با جيب ها ي پر از پول قدرتمند ايراني به بزنا ن شا ن سرو د ست ميشكستند كه بتوا نند در ليستي قرار بگيرند كه برا ي ايرا ني ها ( كلفت ) صا در ميكرد . بله بسيا ر بودند خا نواده ها ي ايراني كه با حقوق كارمند ي كلفت فيليپيني و .... دا شتند . زما ني را ميگو يم كه كره اي ها قبله اما ل شا ن ايرا ن بود !
مكا نيك ها را از هند و بنگلا د ش ميا ورد يم . را نند ه ها از سريلا نكا و ... و با يد اضا فه كنم كه همين انگليسي ها و الما ني ها و..... حتا امريكا ئيها برا ي كار كردن در ايرا ن سرو دست ميشكستند و.....
و امروز برما چه رفته كه با يد برا ي كا ر و اقا مت در د بي و شا رجه و عجما ن !! و يا كره و .... تما م زند گيما ن را بد هيم . چه شده كه با يد برا ي سوزا نيد ن مرده ها ي بودا ئي ژا پني هر خفتي را بجا ن بخريم ؟ چرا بجا ئي رسيده ايم كه كار كردن و سپري كردن دو سه سا ل از عمرما ن در شارجه و قطر و
برا يما ن ا فتخار و سربلند ي ميسا زد ؟
بد يگر سخن . چرا انها طي كرد ند را هي را كه ما با يست ميپيمود يم و ما وا ما ند يم ؟ چرا ؟
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 19:29  توسط مهدی موحد
|
خبر اعجاب اور بود : براي دسترسي راحتتر كو هنوردان به قله . دا منه دما وند تا حدود ( گو سفند سرا ) اسفا لت ميشود !! با خواند ن اين خبر بياد شا هكا ر ا ستا ندار غير بو مي استا ن لر ستا ن در حدود ده يا زده سال پيش افتا د م : در لر ستا ن ما رشته كو ه ستبر و زيبا ئي وجود دارد بنا م ( اشترا نكو ه ) كه قلل سر بفلك كشيده ان اكثر اوقا ت سا ل پو شيده از برف بوده و دامنه هاي خرم ان زيبا ئيهائي شگرف افريد ه . در حوا لي درود و ازنا راه هي خا كي و كو هستا ني بود كه كو هنور دا ن و طبيعت دو ستا ن را پس از را هپيما ئي چند سا عته در بلندا ي كوه به دريا چه اي زيبا و سحر انگيز مير سا ند بنا م در يا چه ( گهر ) . اكثر كو هنوردا ن و طبيعت دو ستا ن بااين در ياچه اشنا هستند . درياچه اي در بلندا ي كوه و مملو از قزل الا ها ي رنگين كما ن و در اطراف در ياچه پرواز و جست و خيز انوا ع پرنده هاي اب چليك و كنا ر ابزي بومي و مهاجر . پوششي گياهي بينظير بوته هاي موسير وحشي و كاكوتي و اويشن و .... در ياچه در حصار ي از در ختان بيد و ....... پا ك و تميز . چرا كه كو هنورد ان و طبيعت دو ستا ن . كسا نيكه همواره در باز گشت كيسه ها ي زبا له شا ن را بهمراه مياورد ند تا روح طبيعت و در يا چه را مكدر نكرده و نيازارند . اما اين جناب استا ندار غير بو مي در حر كتي كه عدم شنا خت و فقدا ن بر نامه ريزي و نبود درا يت از ان پديدار بود اقدا م به اسفا لت كردن را ه دريا چه ( گهر ) نمود !! تصور نميكنم تبعا ت ان احتيا ج به شرح و تفسير داشته با شد / كه چه به سر درياچه و اطرا ف ان امد / افسوس كه عكسي از درياچه بعد از اين اقدام بلا هت اميز ندارم اما تو خود حيث مفصل بخوان از اين مجمل .
حال با خبر اسفالت كردن دامنه دما وند در محدوده ( گو سفند سرا ) روبرو شده ايم . انجا بي درايتي بود و عد م و جود مد يري كارامد و مديريتي فهيم اما اينجا سود جوئي است و بي محلي به طبيعت و بهره وري و بهره مند ي از طبيعت و جاذبه هاي طبيعي و در نها يت حفظ و حرا ست از خا ك و زمين / سياره اي كه خود و تمام مو جودا تش هد ف سود جوئي كور انسا ن . تنها موجود خود خواه ان قرار گرفته /
اين عمل كوته بينا نه كه نتيجه طمع ورزي اقشار مشخص و معلو مي است . تحت پو شش ايجاد راه دستر سي اسا ن برا ي كوهنوردان به كوه د ما و ند و قله انجام ميپذ يرد . اما غا فل اند كه هيچ كو هنوردي و طبيعت دو ستي . دو ست ندارد كه از روي جاده اسفا لته براي رسيد ن به مقصد عبور كند !! اما نكته اصلي اينكه تما م اين بازيها و تبليغا ت پوششي است براي هد ف اصلي شان يعني ايجا د راه اسفا لته و منا سب برا ي سر عت بخشيد ن به حمل ( پو كه ) هاي معد ني استخرا ج شده از معا د ن ( پو كه معد ني ) بالا د ست ( گو سفند سرا ) !!
حا ل برا ي رسيد ن به اين هد ف شو م و مذ مو م چقدر كيلو متر مر بع از مرا تع و در ختا ن سر سبز ان منطقه بايد از بين برود . چه اهميتي برا ي ان سود جويا ن بي درا يت دارد !! و پس از ايجاد اين راه چه صد ما تي به محيط زيست و طبيعت ان ساما ن وارد خواهد امد . چه اهميتي دارد !! فقط اين مهم را در نظر بگيريم كه با شروع سروصدا و الا يش همه گونه ماشين الات را هساز ي و معد ني علاو ه بر الود ه كردن هوا و از بين بردن مراتع و پوشش گيا هي و در ختا ن سرو صدا ي اين غولهاي اهنين چگو نه مو جب رميد ن اهو ها و گراز ها و شغالها و روبا هها و .... پرندگان زيبا و نادر منطقه خواهد شد ..... سود جوئي و بي درايتي تا كي
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:37  توسط مهدی موحد
|
از ابتداي تاريخ بشر تا كنون گروهها ي مختلف انساني در دوره هاي گوناگون بر كره خاك زندگي كرده و پس از مدت زماني عرصه را بديگر گروه واگذاشته اند . اما تصور ميكنم بيرحم ترين و بيگانه ترين انها با طبيعت و محيط زيست بشر كنوني است انسانهائي كه امروز براين كره خاك ميلولند . وقتي به گذشته بنگريم انسانهائي را ميبينيم كه با طبيعت پيراموني شان بمثابه يك موجود زنده وبا شعور برخورد ميكرده و دوست بودند . شكارگران دورانهاي باستا ن و نمونه بارز انها سرخپوستا ن هيچگاه بيش از نيازشا ن شكار نميكردند . هيچگا ه بر جنگلها و مراتع اطرافشا ن نميتاختند و هيچگونه قلع و قمع و نابودگري طبيعت در دورانها ي مذكور/ در تاريخ / گزارش نشده ودر نها يت اين صفت به انسا نها ي ادوار گذ شته منتسب نگشته . اما هرچه به دوران كنوني نزديكتر ميشويم سبعيت و درنده خوئي بشر را در بر خورد با طبيعت و محيط زيستش را عيان تر ميبينيم . هيچگاه نميتوانم فراموش كنم رفتار ديوانگا ني را كه در سالهاي 1358 و 59 در ارتفاعات گردنه ( قو چك ) و ( زردبند ) با تيربار بجان گله هاي كوچنده ( شوكا ) ها و ( كل ) و ( بز ) و ( ميش ) هائي كه از جنگلها ي شما ل به حاشيه دشتهاي ورامين در حركت بودند . ميا فتادند و مقايسه ميكنم با شكار گري سرخپو ستان با فرهنگي را كه به هنگام نياز به غذا چگونه با اجراي مراسم خاص و خواندن اوراد و دعاهاي مخصوص با نزديكترين شكار موجود ارتبا ط برقزاز كرده و از او ميخواهند كه خودرا فدا كرده و به غذاي انها تبد يل شود و در همين راستا چگو نه اند يشمندانه به حفظ طبيعت پيرامون خويش ميپردازند . نگاه كنيد به بلا ئي كه بشر امروز به سر جنگلها و مراتع در اورده . نگاه كنيد به ( امازون ) نگاه كنيد به مراتعي روزانه عقب رانده ميشوند . نگاه كنيد به امار گونه هاي حيواني و گياهي ايكه روزانه از تعداد شان كاسته شده و به ديار ( فسيل ) ها ميپيوندند و نگاه كنيد به جمعيت (نهنگ ) ها و ( د لفين ) ها و . . . . كه بيرحما نه به طمع منا فع كور ما قلع و قمع ميشوند و تصور كنيد كه روزانه چند درخت بالا بلند و زيبا تبد يل به دستما ل توا لت !!! ميشو د ؟! چرا ا ينقدر خودخواه و بي درايت شده ايم . بهرحال اينست وضع تد بير انسان امروز . ميخواستم اندكي راجع به بلائي كه هفته پيش نازل شد و به عينه ديديم اما شايد لحظه اي در باره ان انديشه نكرديم بنويسم . همان ديو غبار ما نند ي كه چند روز اسما ن كشورمان را تيره و تار كرد را ميگويم . همان گرد و غبار و ( رمل ) ي كه از خاك عراق برخواسته و بر سرو ساما ن ما با ريد و جا خوش كرد را ميگويم . هماني كه ديديم و رنج برديم و صدايمان در نيامد . هماني كه بيمارانمان را رنجورتر كرد و شايد برخي را كشت و هزاران ضايعه و حساسيت ايجاد كرد . افكار عمومي روشن و فهيم ملت ها با ايجاد همبستكي هاي مردمي هوادار محيط زيستي بايد دولتها را وادار به اجراي طرحهاي صحيح و حافظ طبيعت بكنند . اين مهم بگردن مردم در قالب انجمن هاي دوستدار طبيعت و دلسوز است .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 13:48  توسط مهدی موحد
|
دمکراسی /بواقع/ گوهر نابی است که میتوان انرا والاترین ارزش بشری دانست . ارزشی که هیچکس را قدرت مقابله و یا رد ان نیست .بسیار دیده ایم که حتا خودمحورترین و مستبد ترین قدرتها سعی در توجیه اعمال خویش با معیارهای دمکراتیک دارند .هیتلر نیز چنین میکرد و روش ضد بشری خویش را در راستای ان میخواند و بسیار در تاریخ هستند اینگونه موجوداتی که اعمال ضد بشری خودرا با دمکرات منشی توجیه میکردند.من میدانم که مطلق در جهان هستی وجود ندارد اما میتوانیم نمونه های شکل گرفته این گوهر ناب بشری رادر کشورهائی ببینیم که سالیان سال است که مردمشان با جهل و نادانی و نابرابری مبارزه کرده وبه دستاوردهای بزرگی نیز رسیده اند .انجاکه یک فرد عادی به اعتراض سیلی به صدراعظم کشورش که/ ویلی براندت/ بدرستی رجل ملی وافتخار ملی المان لقب گرفته بود. مینوازد .در یک دادگاه عادی محاکمه میشود و بجای دستگیری و ضرب و شتم و حبس و شکنجه و ... که روال کشورهای دیکتاتوری است .به پرداخت جریمه ای معقول محکوم میشود . این مرحله از تمدن و دمکراسی و رسیدن بان بهائی دارد که باید پرداخته شود . راهی سخت و معبری مشکل در پیش رو دارد که باید پیموده شود .اما باید اینرا نیز در نظر داشت که در پهندشت منظر جهانی چنانکه اشاره شد دوستداران خودمحوری و تک صدائی نیز نقاب دمکراسی به چهره میکشند که دیدیم همونه هائی ازانرا و باید مغتنم شمرد و بان تمسک کرد . نمیدانم موفق بودم در بیان یااینکه..............
+ نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 19:35  توسط مهدی موحد
|
من اینجا نمیخوام وارد بررسی جریاناتی که تو کوچه و خیابونها میگذره بشم .میخوام یه مبحث کلی تری رو مطرح و عنوان کنم .اونم مقوله ای است بنام دموکراسی . درگذشته در سفرهائیکه به بلاد فرنگ از غربی و شرقی داشتم باانواع و شدت و ضعف اون اشناشدم و این اشنائی موجب دلبستگی من به این خصلت پاک انسانی شد. بله درذات بشر هم شر هست هم پاکی و این پاکی همان روحیه دموکراسی و تحمل عمقی یکدیگر و احترام به منش ها و اراء و عقاید همدیگر است. چیزی که ما قرنها ازان دوریم و حتا بازی انرا هم بلد نیستیم . بخاطر ان هجمه وحشیانه ای که طی قرون اعصار از جانب اقوام گوناگون برما رفت ماراهم چون انان ساخت و پرداخت .خودخواه خودمدار و خودمحور و ... واین شد که درهر کنشی فقط و فقط خودمان را میبینیم و در پی منافع گروهی خودمان هستیم و ... اما خوشحالم که امروز در سرزمین ما موقعیتی پیش امده که علما علوم انسانی انرا نوعی امکان برای دموکراسی میدانند البته و صد البته که این تمرین بهای گزافی دارد که شامل جان و مال و هستی انسانها میشود .اما راهی است که باید برویم .که همان مردمی که ملل متمدن مینامیم شان صدها و شاید دهها سال پیش دران راه گام زدند و هزینه ها پرداختند تا امروز میتوانند بسهولت ضمن رعایت احترام بهمدیگر حتا ارکان حکومتها شان را به چالش بکشند و کسی هم تعجب نکند ویا خوفی دربین نباشد . راهی دراز در پیش داریم .اما پایمردی میخواهد . همین
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 21:8  توسط مهدی موحد
|
از سی سال پیش ما شنیده بودیم که این انقلاب مال (مستضعفین) است و اونها ولینعمت همه هستند و خلاصه کلام اینکه هدف (کوخ نشینان ) و تغییر زندگی انها و تحول در ...... اما در این مبارزه برای قدرت و برعمی دیگر مناظره بین کاندیداهای ریاست جمهوری من کور باطن ! چیزی ندیدم جز تخریب یکدیگر فقط و فقط به خاطر دراغوش کشیدن قدرت !! و (چیز)ی !! که دراین میانه فراموش شده بود همان مستضعف ها و کوخ نشینان بود .همانهائی که خاموش و بدور از چشم ما پایتخت نشینان در اندوه ناداری و فقر خویش میسوزند و گمنام !! جان میدهند . و مسخره اینجاست که هیاهو و جنجالها بنام و --مثلا-- در حمایت از انهاست . دراین شوهای مناظره مانند من چیزی ندیدم جز عشق به قدرت .تاانجائیکه پای زن و بچه همدیگررا هم بمیان اورند .که اگر صداقتی دران میبود باید گفته شود : چراامروز ؟! و ... برنامه های چندش اور برای کسب اراء بیشتر !! یکی میخواهد ماهی پنجاه هزار بدهد و ان دیگری هفتاد هزار وان یکی میخواهد صندوق درست کند و سودش را بدهد و .....
از همه وعده های دیگر که بگذریم و به همین وعده پول دادن یامفت !! نظاره کنیم .ایا این متخصصان و مخ های اقتصادی توجه نکرده اند که با توجه به وعده پول دادن به هرنفر بالای ۱۸ سال ظرف مدت کوتاهی به طمع گرفتن پول بیشتر در خانوار جمعیت ایران از دویست میلیون هم بیشتر خواهد شد !!!!!!!!
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:49  توسط مهدی موحد
|
چند روز پیش یه چیزی شنیدم که خیلی جا خوردم . شنیدم که محسن اقا و اقا میرحسین گفتن که این اق محمود داشته ایران خانوم رو میبرده لب پرتگاه که بندازش پائین !!میدونید من خیلی جا خوردم . چرا؟ واسه اینکه این ایران خانوم بنده خدا بیوه است و تموم خلایق منتظرن که یه عطسه کنه و واسش حرف دربیارن . بعدهم اخه تو درو همسایه خوبیت نداره که ادم حرفهائی رو پشت سر یه زن بدبخت بلا کشیده روایت کنه . بعد هم حرف من اینه که لوطی .چار ساله که این اق محمود هر روز به یه بهونه این ایران خانوم بیچاره رو میکشه تو بیابونی تا از اون بالا بندازش پائین . چی شده که حالا شما دوتا امروز یاد ایران خانوم و بدبختیهاش افتادین و ....... اونهم دارین تو بوق و کرنا میکنین ؟ که چی ؟ تواین چار ساله کجا بودین ؟!!! نه راستشو بگین کجا بودین ؟!!!!
حالا خدا پدر این اق مهدی رو بیامرزه که گفته میخواد ازاین ببعد ماهی هفتاد هزار تومن به ایران خانوم و عهد و عیال و خونوادش --- اونم از جیب خودشون !! --- بده که .... چطوری بگم ... که این ایران خانوم دیگه نیاز مالی نداشته باشه که ..... که .... که با هرکی پاشه بره بیابون !!! که ببرنش لب پرتگاه ......که اینطوری مایه ابرو ریزی هم بشه.... ای بی پیر ایران خانوم لوند !!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:31  توسط مهدی موحد
|
قبل از ظهرها دررادیو تهران برنامه ای پخش میشود بنام :.... امنیت و زندگی که باحضور مقامهای پلیسی و قضائی به مسائلی چون مواد مخدر و قاچاق و دزدی و سرقت و کیف قاپی و امثلهم پرداخته میشود . دیروز کاری نوشتنی داشتم و همراه ان به رادیو گوش میدادم . اتفاقا همین برنامه داشت اجرا میشد .در بخش تلفنهای مردم .شخصی که میگفت از نازی اباد زنگ میزند ماجرائی را شرح داد که مایه تاسف بود !! گفت در محله ما یک نمایشگاه اتومبیل هست که از شهرت خوبی برخوردار نبود حدود دوماه پیش بناگاه گروه زیادی از مامورین مبارزه با مواد مخدر بانجا ریختند و پس از بگیر و ببند فراوان و زدوخورد و تعقیب و گریز اقایان را دستگیر کرده و اعلان کردند که اینجا یکی از بزرگترین مراکز تهیه و تولید و پخش مواد مخدر بخصوص مواد شیمیائی جدید بوده و اقایان را پس ازاینکه چند دور در محل گردانیده و نمایش داده . سوارکردند و بردند و در ان نمایشگاه یا لانه فسادرا هم بستند . اما چندروز پیش در کمال ناباوری و تعجب دیدیم که اقایان با گردنی برافراشته بازگشتند ــ واقدام به افتتاح مجدد نمودند ــ و نگاههای معنی دارشان به مردم و اهالی محل موءید خیلی چیزها بود و .... کاری ندارم که مسئولین حاضر در استودیوی رادیو تهران چه جوابی به این شنونده که حتما ــدل درد ــ داشته دادند . من حرفم اینست که نباید عملیات اینچنینی باعث ابرو و حیثیت قاچاقچیان محترم شود !!! همین !
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 13:34  توسط مهدی موحد
|